یاسین پسر عامو اینم عکست یادته 12/1/91 رو سر کوه تو جنگل دکتر کوثر میانشهر(میانده سابق)باسروش و من گرفتیم بقیه عکساتم هست حالا یکی یکی.اینو فقط واسه تو گذاشتم
در این شهر صدای مردمی است که همچنان که تورا میبوسند
طناب دار تورا می بافند
مردمی که صادقانه دروغ میگویندوخالصانه به تو خیانت میکنند
در این شهر هرچه تنها تر باشی،پیروزتری
باران، قصيده واري،
- غمناك -
آغاز كرده بود.
مي خواند و باز مي خواند،
بغض هزار ساله ي درونش را
انگار مي گشود
اندوه زاست زاري خاموش!
ناگفتني است...
اين همه غم؟!
ناشنيدني است!
پرسيدم اين نواي حزين در عزاي كيست؟
گفتند: اگر تو نيز،
از اوج بنگري
خواهي هزار بار از اوج تلخ تر گريست!
فریدون مشیری
دختر جوانی بر اثر سانحه ای زیبایی خود را از دست داد.
چند ماه بعد، ناباورانه نامزد وی هم کور شد.
موعد عروسی فرا رسید.مردم می گفتند:
چه خوب! عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج، زن از دنیا رفت.
مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را باز کرد.
چون او هیچوقت نابینا نبود...
( نیم کیلو باش ولی مرد باش )
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی
اعتماد می کنیم، بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری
بعد از چند روز به دوستی، بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای، اما
بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست
را به او ببخشیم.
او که یگانه است و شایسته